پرورش همراه با آموزش

شیوه های بکارگیری تشویق وتنبیه در امر تعیلم وتربیت
نویسنده : غلامرضا پرندوار - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩۳
 

طبق تحقیقات به عمل آمده در مورد اینکه چرا کودکان مسوولیت پذیر نیستند خانواده ها را به سه گروه تقسیم کرده اند:
الف) خانواده هایی که قانون رفتاری در آنها وجود ندارد و به خانواده هایی به هر جهت معروفند.
ب) خانواده هایی که قانون دارند ولی اصرار بر اجرای آن ندارند مثلا بچه باید ساعت 8 بخوابد ولی پدر می گوید عیبی ندارد فردا جمعه است بگذار چند ساعتی دیگر بیدار بماند. عدم وحدت در مشی خانواده ها باعث می شود کودک به سمتی که به نفع او قانون صادر می کند کشیده شود.
ج) خانواده هایی که خود قانون را عوض می کنند مثلا امروز به بچه ها می گویند به کوچه نرو سر کوچه بد است ولی فردا که مهمان دارند و کار بسیار، به بچه های خود می گویند برو سر کوچه و با بچه ها بازی کن.
بچه های این سه گونه خانواده ها مسوولیت پذیری نمی شوند و برای اینکه کودک مسوولیت پذیر باشد ابتدا باید خود خانواده مسوولیت پذیر باشد و دوم اینکه به تدریج شروع به مسوولیت پذیری کودک کند و سوم توام کردن مسوولیت با تشویق است البته نباید تشویق ما صرفا مادی باشد بلکه می توان با به کار بردن کلمات زیبا و استمرار در روشمان آنها را تشویق به انجام دوباره عمل کنیم. تاکید بر این است که نباید از جملا ت آرام استفاده کرد مورد دومی است که در تحصیل و زندگی موثر است.
هر انسانی به سه نوع محبت نیاز دارد:
1- اینکه به او محبت شود.
2- به دیگران محبت کند.
3- شاهد محبت دیگران به هم باشد.
درباره تشویق و ترغیب و اینکه در پرتو این عامل می توان تحرک و پویایی به وجود آورد نمی توان به خود شک و تردید راه داد. همه احتیاج به تایید و تشویق دارند، شاگرد دوست دارد پدر و مادر و معلمش کار او را مورد تایید قرار داده و به او آفرین و تحسین بگویند. نگاه کردن به تکالیف دانشآموزان خود یک نوع تشویق برای او محسوب می شود. عمق تاثیر تشویق را در برگ های صدآفرین به وضوح می توان درک کرد. کودک با دریافت یک برگ صدآفرین چگونه به شوق و ذوق آمده آن برگ را به همه فامیل و آشنایان خود نشان می دهد؟ تشویق می تواند در دانشآموزان خلا قیت و ابتکار به وجود آورد.
بدون تردید می توان ادعا کرد که در پرتو تشویق خلا قیت و ابداعات به وجود میآید به طور یقین افرادی که دست به اختراعات زده و قاره ها را کشف کرده اند، اگر عوامل متعددی در پویایی آنها موثر بوده بدون تردید نمی توان نقش تشویق و ترغیب را در آنان نادیده گرفت و شاید بتوان ادعا کرد که اساسا پیدایش هنرهای زیبا و علوم گوناگون مدیون تشویق ها و ترغیب ها بوده است.
نکته ظریف و دقیقی که در امر تشویق وجود دارد و بسیاری از آن غفلت می نمایند این است که تشویق نباید در انحصار افرادخاص قرار گیرد بلکه باید عمومیت داشته باشد تا همه را به تحریک و پویایی وا دارد. به عنوان مثال اگر بگوید هر شاگردی که در املا بیست بگیرد به او جایزه خواهم داد واضح است که این نوع تشویق عده معدودی را به حرکت خواهد انداخت، ولی اگر بگوید هر شاگردی که بیست بگیرد یا سه نمره به نمره قبلی خود بیفزاید جایزه به او خواهم داد واضح است که در نوع دوم حرکت و فعالیت در شاگردان به طور گسترده ای انجام خواهد شد و حتی شاگردی که نمره املا یش صفر شده او هم به فکر پیشرفت و تعالی خواهد افتاد.
چرا کودکان به خود اعتماد ندارند ؟
یکی از مشکلا تی که کودکان و نوجوان دارند این است که به خود اعتماد ندارند.این عدم اعتماد دو علت اساسی دارد، اول آن که کودک و نوجوانان هنوز وضع اش تثبیت نشده است و در هر کار و جریانی دست ودلش می لرزد و تردید دارد نمی داند می تواند یا نمی تواند.
دوم این که بزرگترها مجال و فرصت لا زمه را به آنان نمی دهند یعنی نمی گذارند کودکان و نوجوانان ارزشمندی های خود را بروز دهند.
همیشه با کلمه هنوز زود است یا این که کار شما نیست کودکان و نوجوانان را دلسرد می نمایند و از انجام کارها و خلق ابتکارات ممانعت به عمل می آورند نکته بسیار دقیقی که می توان آن را علت اساسی دانست این است که در خانواده ها و محیط مدارس اساسا روح تایید و صحت گذاشتن وجود ندارد، لذا کودکان و جوانان این مرز و بوم جز عده ای همه عملا تحقیر شده هستند. رغبت و علا قه ها در آنان مرده است. ما باید بدانیم که برای ساختن انسان در درجه اول باید او را تایید کنیم چرا که با این تایید موجودیت او را تثبیت می کنیم.
بدیهی است که کودک و نوجوان وقتی توسط دیگران مورد تایید قرار می گیرد به خود اعتماد پیدا کرده و همین اعتماد راه پیشرفت را برای او فراهم می کند. بهترین راه برای اعتماد پیدا کردن دانشآموزان این است که مورد تایید معلمان خود قرار گیرد و با این کار به آنان جان و رمق می دهند و دانشآموزان خود به خوبی در می یابند که در اثر تشویق و مورد تایید قرار گرفتنشان از طرف معلم پیشرفت کرده و موفق شده اند و خود را مدیون تایید معلمان و دیگران می دانند.
رشد فکری و عقلا نی شاگرد
شاید عده ای از معلمان یا بیشتر جزو کسانی هستند که سعی و تلا ش در تمام کردن دروس خود داشته با اهتمام فوق العاده ای از بای بسم الله تا تای تمت کتاب را دقیقا درس می دهند.www.zibaweb.com
واقعیت این است که از چنین معلمانی باید تشکر کرد و امتنان به عمل آورد که در تدریس خود دچار سهل انگاری و مسامحه نشده همه مطالب درس را که آموزش و پرورش تشخیص و تعیین نموده به شاگردان درس می دهند ولی در اینجا این سوال مطرح می گردد که آیا رسالت معلم تدریس خوب و پایان دادن دروس کتاب است یا نه و به عبارت دیگر آیا معلم در ارتباط با شاگرد رسالتش تنها تدریس است و با خود شاگرد از نظر آموزش برنامه دیگری ندارد؟ بدیهی است تمام محور بحث در این مقاله بخش آموزشی است و الا پرواضح است که معلم به طور غیرمستقیم رسالت مهمی به عهده دارد که آن تربیت و پرورش اخلاقی شاگرد است ولی هدف این مقاله این است که در رابطه با بخش آموزشی هنر معلم بودن تنها در انحصار تدریس خوب و پایان دادن دروس نیست بلکه معلم در ضمن تدریس باید فکر و اندیشه شاگرد را به کار گرفته آن را به کار اندازد نه اینکه سلسله معلومات را در انبار ذهن شاگرد انباشته سازد. برای توضیح بیشتر باید با سیستم و به اصل علم و دانش توجه کرد، لذا بیشتر دیده شده که شاگرد پس از امتحان دادن کتاب درس را با بی اعتنایی دور انداخته توجهی به آن نمی نماید و گاه آن را پاره می کند. چون هدف تحصیل مدرک است با هر جان کندنی آن را به دست می آورد و خواه با التماس و نمره گرفتن خواه با تقلب و کلک زدن خود را به این هدف می رساند. در حوزه های علمیه به جای مدرک خود علم و دانش مطرح است لذا طلبه ها از اول تلاش می کنند اهل درک و استنباط بوده و خود را به درجه اجتهاد برسانند. یکی از ویژگی های درس طلبگی این است که شاگرد حالت رکود و پذیرش تنها را ندارد بلکه حالت پویایی را داشته با اینکه شاگرد است ولی به فکر و اندیشه خود متکی بوده در مواردی با استاد خود به مباحثه و گفت وگو می پردازد این ویژگی از عالی ترین تجلیات روش تدریس خوب است زیرا معلم در عین اینکه معلم است ولی هدفش تنها تدریس کردن نیست معلم هدفش پرورش شاگرد است. در پرتو این گونه تدریس ها شاگردان از نظر فکری پرورده می شوند و متکی به خود بار می آیند و اهل نظر و استنباط می شوند. جامعه انقلابی ما به معلومات و داده های ذهنی احتیاج ندارد بلکه دنبال انسان فکور می گردد انسانی که اهل فکر و اندیشیدن باشد انسانی که متعهد و متکی به خود بوده بداند که خداوند با آفرینش انسان عالی ترین تجلیات آفرینش خود را به ظهور رسانیده عملا همه زمینه های تکامل را در انسان به ودیعه نهاده است. منتهی انسان ها با اندیشیدن و اتکا به خود باید این سودمندی ها را از عمق جان  خود استخراج نمایند.
نسخه شماره 1797 -

تاثیر بیشتر تشویق در مقایسه با تنبیه  ، تنبیه در کودکان تاثیر زیادی ندارد!

به گزارش شبکه خبر، دانشمندان بر اساس بررسی های جدید دریافتند ، کودکان تا سن 12 سالگی برداشت چندان درستی از تنبیه ندارند و به تشویق به مراتب بیش از تنبیه واکنش نشان می دهند .
محققان با بررسی مغز کودکان با روش ام آر آی دریافتند ، تشویق کودکان در سن 8 سالگی ، مراکز ویژه رفتاری را در مغز تحریک می کند و کودک رفتارهای مثبت خود را که تشویق شده است ، تکرار می کند.
اما این بررسی نشان می دهد: تنبیه در کودکان 8 ساله چنین تاثیری ندارد و کودک در این سن نمی تواند درک کند که در صورت مشاهده واکنش منفی برای یک فعالیت ، نباید آن را دوباره تکرار کند.

روشهای افزایش تاثیر تشویق دانش آموزان در کلاس درس
 مبانی نظری : از آن جایی که انسان موجودی است که همیشه خواسته مورد تشویق دیگران قرار گیرد و از تنبیه متنفر بوده و از طرفی خداوند متعال بر خود «تبارک اله احسن الخالقین»گفته لذا رویکرد نظام آموزش و پرورش با دید گاه نوین و بر پایه اصول روانشناسی تثبیت تشویق و حذف تنبیه علی الخصوص تنبیه به شکل بدنی است .
اسکنیر معتقد است که در انسانها یک استعداد ارثی وجود دارد که طبق آن افراد نسبت به کسانی که با آنها رفتار محبت آمیز دارند (تقویت کننده هستند)با محبت رفتار می کنند و نسبت به کسانی با آنها رفتار خصمانه دارند (تنبیه کننده هستند)با پرخاشگری رفتار می کنند .
از چهره های معروف یونان می توان افلاطون را نام برد. افلاطون بر آن است که تربیت باید از دوران کودکی آغاز گردد زیرا در این دوره کودک چه از نظر جسمانی و چه از نظر روانی آماده پذیرش است . افلاطون تنبیه را وسیله ای برای بیدار کردن و تربیت می داند نه انتقام جویی .
از نظریه پردازان قرن هیجدهم روسو را می توان نام برد. افکار روسو نسبت به زمان خود خیلی پیشرفته است و کاملاً تازگی دارد او کودک به معنی فرد را مرکز تمام تو جهات آموزش و پرورش قرار داد رو سو بر فعالیت کودک نادرستی روشهای تنبیهی را که تا آن زمان در کار بود نشان داد. فلسفه تربیتی کانت خود رهبر ی است . به نظر او پاداش از کودک موجودی تابع می سازند در حالیکه بتوان کودک را به تفکر شخصی رهبری کرد. شهیدثانی با طراح محتا طانه ای این قانون را مطرح می کند می گوید : معلم بنا به اظهار محبت به شاگردان و التفات و احترام به آنها تبعیضی را معمول دارد. اگر شاگردان در سن فضایل، دریافت و سایر مزایا با هم برابر و مساوی بودند محبت و التفات خود را عادلانه میان آنها توزیع نماید. در خصوص تنبیه نیز نظرات مختلف بیان شده است قرنها این باور وجود داشته است که تنبیه شیوه مؤثری برای کنترل رفتاراست اما باید توجه داشت که تنبیه چند عیب مهم دارد: نخست این که آثار آن مثل نتایج پاداش قابل پیش بینی نیست پاداش می گوید آن چه را که انجام داده ای تکرار کن، تنبیه می گوید :از آن دست بکشی. اما نمیگوید به جای آن چه کار کن در نتیجه رفتار نا مطلوبتری ممکن است جایگزین رفتار تنبیه شده بشود سوم اینکه عوارض جانبی تنبیه ممکن است نامطلوب باشد . به طور کلی اسلام تنبیه (تنبیه بدنی) را جهت تربیت کودکان روشی مناسب نمی داند که معتقد است کودک و نوجوان بدین روش خو گرفته و کاربرد تنبیه بدین گونه در آنان اثرات نامطلوبی به جای می گذارد. معروفترین قانونی که اسلام معلمان ومر بیان را بدان دعوت نموده است تا در جهت تعلیم و تربیت بهره برداری کند قانون تشویق است زیرا انسان موجودی است که بر مبنای فطرت خدادادیش حب ذات دارد به خودش محبت می ورزد همچنین از آنان اموری که اورامحبوب جامعه و افراد می کند خشنود می شود. دیدگاه امام خمینی (ره) درباره تشویق کودکان و تعلیم و تربیت دیدگاهی وسیع ، عمیق و دقیق داشته اند و در زمینه های تخصصی تعلیم و تربیت چنان دیدگاه و عملکردی ازخود نشان داده اند که گویی در این رشته تحصیل کرده اند ؛ مثلاً درباره تشویق کودکان ، کارشناسانه به جزییات نقاشی کودکی توجه نشان می دادند . به این مورد توجه کنید :روزی یکی از بچه های اقوام امام ، پیش ایشان می رود و نقاشی قشنگی را به امام نشان می دهد . امام به نقاشی او خوب نگاه می کنند و از او می پرسند : " این نقاشی را خودت کشیده ای ؟ " بچه جواب می دهد :‌ " نه ، نقاشی را کس دیگری کشیده ، من فقط آن را رنگ زده امامام از صداقت بچه خیلی خوششان می آید ، به او می گویند . " بارک الله ، خیلی قشنگ رنگ آمیزی کرده ای ... " و یک جعبه مداد رنگی به بچه جایزه می دهند .
تنبیه بدنى آخرین مرحله است که در صورت عدم موفقیت در مراحل قبل، با وجود شرایط خاصى از آن استفاده مى شود. شیوه هاى تنبیهى به طور کلى و تنبیه بدنى به طور خاص، محل اختلاف صاحب نظران است. برخى مثل سعدى و مولوى طرفدار تنبیه بدنى بوده، استفاده از آن را تجویز مى کنند. برخى دیگر چون غزالى، بوعلى و ابن خلدون، مربى را از تنبیه بدنى بیش از سه بار یا در مواقع خشم بازداشته اند. در میان روان شناسان نیز برخى همچون رین و هولز با وجود شرایط خاصى استفاده از تنبیه را در امر تغییر رفتار مفید مى دانند. با وجود این اغلب روان شناسان مخالف استفاده از تنبیه براى یادگیرى یا تغییر رفتار هستند.
اسکینر با جدیت بیشترى، استفاده از تنبیه را به طور کلى خطرناک و نامطلوب و بى تأثیر مى شمارد و دلایل چندى را براى مدعاى خود ذکر مى کند:
- تنبیه آثار جانبى نامطلوبى به بار مى آورد; مانند ترسِ تعمیم یافته.
- تنبیه به ارگانیسم نشان مى دهد، چه کار نکند نه این که چه کار بکند.
- تنبیه صدمه زدن به دیگران را توجیه مى کند.
- متربى اگر در موقعیت مشابه قرار گیرد و تنبیهى نباشد، ممکن است وادار به انجام همان کار شود.
- نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران پرخاشگرى ایجاد مى کند.
- تنبیه اغلب یک پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگر مى سازد; مانند گریه به جاى بى انضباطى.

شیوه اجرا
استفاده از تقویت کننده های مختلف به صورت مثبت در افزایش رفتار دانش آموزان و همکاران و اولیاء بسیار مؤثر است.
از جمله روش های اجرایی که در بحث تقویت کننده های مثبت مد نظر است ،عبارتند از:
- جوایز و تشویقات باید تعریف شده باشند یعنی اینکه جوایزی که مد نظر قرار می گیرند بایستی تعریف شده و با هدف باشد تا دانش آموز بداند تا چه اندازه اگر تلاش بکند بدان پاداش ها خواهد رسید.
- دومین روش و شیوه در ارائه پاداش ها و تشویقات در معرض دید بودن پاداش ها است چرا که اگر دانش آموزی پاداشی را که دریافت خواهد کرد
.
به عینیت و در ظاهر ببیند و با خیال راحت و با اطمینان بیشتری به فعالیت می پردازد .
- مشوق ها طوری طراحی شده اند که تمامی عوامل مدرسه (معلمان – اولیاء – دانش آموزان)را به نوعی با خود درگیر می نماید و در ارائه آن نقش مهمی دارند .
- تشویق بایستی در تعریف به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به علوم پایه و مهارت خلاقیت ارزش بیشتری داده و آنها را تقویت نماید .
- همچنین تشویقات طوری طراحی و به کار گرفته شده اند که بتواند در بین دانش آموزان ایجاد رقابت سالم نمایند و در جهت رسیدن به آنها خیزشی هماهنگ و برانگیختگی قوی ایجاد شود و از ارزش اجرایی بسیار بالایی برخوردار باشد .
- از همه مهمتر در بحث تشویق ،تشویقها طوری طراحی شده اند که فقط نبایستی به دانش آموزان ممتاز توجه کرد بلکه به دانش آموزان متوسط به پایین وضعیف نیز توجه بیشتر ی نمود چرا که این گروه بیشتر از گروه اول نیاز به تشویق و ترغیب دارند و چنان چه اگر کوچکترین حرکت و پیشرفت آنها مورد توجه و تشویق قرار گیرد و احساس کنند به آنها نیز توجه شده و پیشرفت آنها در نظر تعلیم دهنده بسیار با ارزش است اغلب تا حد دانش آموزان متوسط به بالا و ممتاز نیز حرکت می نمایند لذا در این شیوه مدیریتی به دانش آموزان ضعیف و متوسط به اندازه دانش آموزان متوسط به بالا و ممتاز به صورت یکسان توجه می شوند و جوایزی که در نظر قرار می گیرد از نظر ارزش و قیمت با توجه به تعاریفی که از جوایز خواهد آمد با هم برابر ند. تشویق درست و به جا عامل موثر و سازنده در تربیت افراد است که می تواند انگیزه کافی و لازم را ایجاد نماید تا بتواند به توانایی ها و ارزش های خود پی ببرد و موجبات رشد عقلی و تربیتی آنان را فراهم آورد و باعث تقویت رفتار های مطلوب گردد. و مواردی در شورای مدرسه به بحث وبررسی رسید که تشویقات با انگیزه ها و تمایلات کودک و نوجوانان مطابقت داشته باشد و

اصول زیر رعایت شود:
- در تشویق لازم است اصل عمل کودک مورد تشویق قرار گیرد .
- تشویق در میان همسالان و دوستان بهتر از تشویق در تنهایی است .
- تشویق به اندازه و باید به موقع انجام گیرد .
- تشویق متناسب با میزان فعالیت و انتظار کودک باشد .
- تشویق گاه گاه انجام شود موثرتر است .
- تشویق بهتر است بلافاصله بعد از انجام کار صورت گیرد .
- شکل و چگونگی تشویق در افراد مختلف فرق می کند که باید مورد توجه قرار گیرد
- تشویق و پاداش غیر منتظره موثرتر است .
- شخصیت تشویق کننده نزد تشویق شونده محترم و با ارزش باشد.
رعایت نکات زیر بر تأثیر تشویق مى افزاید:
- تشویق وسیله اى براى برانگیختن و تقویت است و نباید خودش به صورت هدف درآید و تمام ذهن و فکر متربى را به خود مشغول کند. تناوب در تشویق، بالا بردن آن از سطح فیزیکى به اجتماعى و معنوى، و مستحق تشویق بودن (حالت رشوه نداشتن) تا حدى اشکال پیش گفته را برطرف مى کند.
- علّت تشویق کردن باید براى متربى کاملا معلوم باشد.
- تشویق به موقع و متناسب باشد، تا تأثیر و کارآیى داشته باشد.
-در موقع تشویق نباید او را با دیگران مقایسه کرد; زیرا جنبه بدآموزى مى یابد.
- تشویق و تحسین در حضور جمع تأثیر بیشترى دارد; زیرا دیگران را هم برمى انگیزد. - محرومیت از پاداش و پاداش به نیکوکار: از این مرحله وارد شیوه هاى تنبیه مى شویم. مربى مى تواند جهت فرونشاندن رفتار ناشایست متربى، وى را از بعضى پاداش ها و مواهب مورد انتظار محروم سازد و یا این که با پاداش دادن به نیکوکار او را متوجه محرومیت خود سازد و به اشتباهش واقف گرداند. این سخن زیبا از حضرت على(علیه السلام) است که فرمود: «بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار، از عمل بد بازدار.»
راه کار های اجرایی در مدرسه
حمد و سپاس خدای را که انسانها را اشرف مخلوقات قرار داد و ما معلمان را مبلغان تعلیم و تربیت،بنده در حدود 3 سال است که مدیریت مدرسه راهنمایی دخترانه را عهده دار هستم و در طول این سال از الگو های مختلفی استفاده کرده ام از جمله روابط انسانی مطلوب و مدیریت زمان .
امسال درصد بر آمدم که راه های استفاده موثر ازتشویق را برای رسیدن به اهداف آموزشی مد نظر قرار دهم و تلاشهاو طرحهای که برای برقراری این الگو در بین دانش آموزان و معلمان و اولیاء انجام داده ایم تا به این هدف برسیم .
بی شک نقش الگو های آموزشی که در قالب طرح های آموزشی ارائه شده در فر آیند آموزش یاد دهی و یاد گیری و مشارکت اولیاء بسیار موثر بوده و قابل انکار می باشد ، لذا ما سعی کردیم که این طرح ها را با جدیت و به صورت دقیق به مورد اجرا بگذاریم . علاوه بر آن طرح ها و برنامه های دیگر که به نظر ما در امر آموزش تربیتی موثر و مفید بود و به مورد اجرا گذاشته ایم که درصفحات بعدی شرح این طرح ها و برنامه ها آمده است .
طرح های اجرایی در مدرسه بر اساس این الگو:
- معلم برتر دانش آموزی
- هم اندیشی اولیا ومربیان
- نمایشگاه خلاقیت
- هرچه می خواهد دل تنگت بگو
- خاطره نویسی معلمان ودانش آموزان-دوستی وهم کلاسان من
- پرچم افتخار درسی وانضباطیو اخلاقی
- جشن تولد معلمان و دانش آموزان
- خبر وجمع آوری اطلاعات
- مشاوره وپاسخ گویی
- بهداشت یار مدرسه
- تحویل کارنامه وجشن
- ناظم دانش آموزی
- اسوه نماز وآموزش عملی
- شمع نبوت (ولادت وشهادت)
- تلاش ،کوشش،جایزه
- استفاده بهینه از زنگ تفریح
- ولی برتر مدرسه
- درخت سبز سیب سبز
- دختران نمونه غنچه های زندگی
- خود ارزیابی دانش آموزان ،معلمان واولیاء
- نامه ای به خدا
- یاوران همیشه پر توان
- گنجینه جوایز معلمان واولیاء
- خیران افتخاری
.
نتیجه گیری
طبیعت انسانها به گونه ای است که وقتی در انجام امور مورد تشویق قرار می گیرند ، معمولاً در صدد بر می آیند تا آن امور را بهتر انجام دهند . بدون تردید تشویق و ترغیب از مهمترین ارکان روان شناسی تربیتی و عاملی مؤثر در تحریک انگیزش های پیشرفت و عملکرد فرد در فرایند یادگیری و تقویت رفتارهای مطلوب است . همه انسانها حتی بزرگسالان ، تا آخر عمر نیاز به تشویق دارند . تشویق موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرک می شود و انسان را به جدیت وادار می کند . انسانی که مورد تشویق قرار بگیرد احساس آرامش و رضایت خاطر و اعتماد به نفس می کند و برای جدیت بیشتر و تحمل دشواری ها آماده می گردد . برعکس ، اگر مورد نکوهش یا ناسپاسی قرار گرفت دلسرد و بی رغبت می شود و احساس حقارت و ضعف می کند و نمی تواند از استعدادهای خویش به نحو مطلوبی استفاده نماید . اصل تشویق و تنبیه به عنوان امری مسلم در تربیت اسلامی شناخته و پذیرفته شده است . اصولاً بهشت و جهنم ، انذار و تبشیر پیامبران ، آیه های مربوط به پاداش و کیفر ، وعده و وعیدهای شوق انگیز و خوفناک و ... همه جلوه هایی از تشویق و تنبیه هستند .
اگر بخواهیم یک مدرسه فعال وپویا داشته باشیم یکی از مهمترین عامل پویایی و زنده بودن آن مدرسه توجه به اصول تشویق خواهد بود چرا که اگر مدیریت مدرسه با اصول تشویق آشنایی داشته باشد وفردی آگاه و متخصص باشد زیر مجموعه آن مدیریت نبز که شامل دانش آموزان و همکاران و اولیاءو دیگر عوامل هستندبه تبعیت از آن ودر کنار آن افرادی دانا وتوانا مبتکر وخلاق خواهند بود که برای رسیدن به اهداف مدرسه با در نظر گرفتن تمام شرایط مدیریت با جان ودل کوشش وفعالیت خواهند کرد. راز موفقیت در این است که بدانیم چگونه می توان تشویق کرد و راههای تشویق موثر را دانست .از مجموعه هنجارها ونا به هنجارهای آموزشی و محیط آموزشی وعوامل وکار کنان و دانش آموزان واولیاء در مفهوم تشویق که از مهمترین نتایج آن ارتقاءروحیه دانش آموزان ومقابله با پدیده شوم افت تحصیلی وبکار گیری مشارکت اولیاءوبا مد نظر قرار دادن تمامی جوانب وابعاد جامعه آموزشی وتاثیرات متفاوت روانی اقتصادی واجتماعی نه تنها دانش آموزان و اولیاء وسایر همکاران تاثیر مثبتی می گذارد .
پیشنهادات
-برای ایجاد انگیزه در دبیران و همکاران محترم ،لازم است که کار های آنان به جای خرده گیری مسئولان آموزشی از خدمات آموزشی آنان به نحو احسن تقدیر و تشکر به عمل آید
-توجه به مسئله تشویق و تنبیه : ضروری است که سازمان آموزش و پرورش و اولیاء و معلمان توجه ویژه ای به آن معطوف داشته تا درچگونگی روابط اولیاء مدرسه و معلمان با دانش آموزان تغییرات مثبت ایجاد شود.
-سازمان آموزش وپرورش با ایجاد دوره های ضمن خدمت مربیان ومدیران را با اصول اولیه روانشناسی با تکیه بر مفاهیم تشویق و تنبیه واهداف تشویق وتنبیه جهت بالا بردن فعالیت های یاددهی ویاد گیری اقدام نمایید
-در مدارس یک مشاور متخصص و آشنا با اصول روانشناسی و دلسوز به کار گمارده شود و متصدی این مسئولیت در کارهای فردی وگروهی ونیازهای روانی دانش آموزان فعالیت نشان دهد و آنها راشناسایی کند تا در نحوه تشویق وتنبیه معلمان ومیر مدرسه از آن نیازها استفاد ه شود وتشویق از روی آنها صورت گیرد.


 
 
تقویت انگیزه های درسی دانش آموزان و نحوه تشویق و تنبیه در مدارس
نویسنده : غلامرضا پرندوار - ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩۳
 

آموزش، به فعالیتهای از پیش طرح ریزی شده ای گفته می شود که با هدف ایجاد یادگیری دردانش آموزان بین معلم و یک یا چند دانش آموز به صورت کنش متقابل یا رابطه دو جانبه انجام می شود. منظور از کنش متقابل، مبادله گفتار یا اعمال بین معلم و دانش آموزان است که به جریان آموزش و یادگیری جهت می دهد.
لذا، هدف از آموزش کمک به ایجاد یادگیری دردانش آموزان است. اما یادگیری، موضوع مشخص و واحدی نیست، بلکه تقریبا همه فعالیتهایی که ما درطول زندگی انجام می دهیم از تجارب یادگیری سرچشمه می گیرد.
تقویت انگیزه های درسی و نحوه تشویق و تنبیه: درراستای یادگیری مقوله هایی هستند که سعی شده با همت و تلاش همه همکلاسیها به آن پرداخته شود.

تقویت انگیزه های درسی
مهمترین عامل تعیین کننده علاقه مندی یا بی علاقگی دانش آموز نسبت به درسها و تکالیف مختلف یادگیری تجارب موفقیت آمیز یا شکست او در یادگیریهای درسهای مختلف است. یعنی اگر دانش آموز طی سالهای مدرسه همواره تجارب موفقیت آمیزی کسب کند به تدریج برعلاقه او نسبت به یادگیری دروس مختلف و کل محیط مدرسه افزوده می شود. و درنتیجه مفهوم مثبتی از خود دراو تشکیل می شود، اما اگر این تجارب غالبا با شکست توام باشند، اندک اندک دریادگیرنده، بی علاقگی و بی میلی نسبت به دروس و مدرسه ایجاد می شود و سرانجام ممکن است به مفهومی منفی از خود و تواناییهای خود دراو بینجامد. بنابراین، بهترین راه جلوگیری از بی میلی و بی علاقگی در یادگیرنده و افزایش سطح علاقه و نگرش مثبت او نسبت به یادگیری و فعالیتهای مدرسه، فراهم کردن امکانات کسب توفیق در یادگیرنده است.
با توجه به توضیحات بالا مشکل کمبود انگیزه یادگیری دانش آموزان یا کمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری مطالب تازه، ناشی از شکستهای پی درپی آنان در درسهای مشابه درس جدید است. بنابراین بهترین راه رفع مشکل این است که کیفیت آموزش را بهبود بخشیم. این اقدامات سبب افزایش یادگیری و کسب موفقیت از سوی دانش آموز دردرسهای تازه خواهد شد. این کسب موفقیت باعث می شود که یادگیرنده، به تدریج به تصویری مثبت تر از تواناییهای خود نسبت به یادگیری دست یابد. اگر این جریان، درچندین واحد یادگیری ادامه یابد، از تصورات منفی دانش آموزان نسبت به تواناییهایش در رابطه با یادگیری مطالب کاسته می شود و به جای آن تصورات مثبت تری دراین مورد کسب خواهد کرد. که این خود علاقه و انگیزه یادگیری را در او افزایش می دهد، اما آنچه که گفته شد، بهترین روش ایجاد کردن علاقه در دانش آموزان نسبت به یادگیری موضوعهای درس است، علاوه بر این روش کلی شیوه ها و فنون دیگری وجود دارد که توجه به آنها سطح علاقه و انگیزش یادگیرندگان را بالا می برد، که در ذیل به آنها می پردازیم.
-        جهت ایجاد انگیزه بیشتر در دانش آموزان از معلم انتظار می رود:
قبل از آغاز درس دقیقا به آنها بگوید که چه انتظاراتی ازآنان دارد، به عبارتی معلم باید قبل از آغاز درس کلیه هدفهای آموزشی، نوع رفتار و یا مهارتهائی را که از آنان می خواهد از پیش دراختیارشان قرار دهد تا دانش آموزان پیش زمینه ای مناسب داشته باشند.
-        استفاده از اظهاراتی چون "خوب"، "عالی" و "مرحبا" پس از عملکرد درست دانش آموز در افزایش علاقه او بسیار موثر است، اما باید توجه داشت که موثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد.
علاوه بر اظهارات شفاهی، سایر تشویقها از جمله، تشویقهای کتبی در ورقه امتحانی ودفترچه تکالیف دانش آموزان بر یادگیری آنان اثر مثبت دارد.
-        از آنجا که نتایج آزمونها به صورت نمره هایی که به یادگیرندگان داده می شوند با پاداشهای اجتماعی چون تایید معلم و والدین، ارتقا» به کلاس بالاتر، دریافت گواهینامه، امکان ورود به دانشگاه، کسب مشاغل و مواردی نظیر اینها وابسته اند، لذا نمره های معلمان دارای ارزش انگیزش زیادی هستند. بنابراین، معلم می تواند بااجرای امتحانهای مختلف و دادن نتایج حاصل به یادگیرندگان، سطح انگیزش و علاقه آنان را نسبت به یادگیری وکسب مهارتها و اطلاعات تازه افزایش دهد، اما همیشه ازاین تدابیر آموزشی باید به صورت مثبت استفاده کرد، نه به عنوان وسیله ای برای ترساندن و تنبیه کردن یادگیرندگان.
- ارائه مطالب درسی به صورت متوالی، از ساده به دشوار، موجب می شود که یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده، به اندازه کافی موفقیت به دست آورند. این کسب موفقیت اولیه، انگیزش یادگیری را برای یادگیریهای بیشتر افزایش می دهد و بر آمادگی او می افزاید.
- ایجاد رقابت فردی بین دانش آموزان به کسب موفقیت در معدودی از آنان و شکست اکثریت کلاس می انجامد، بنابراین باید از آن پرهیز کرد.
-        مشارکت دانش آموزان در فعالیت یادگیری یکی از عوامل مهم ایجاد علاقه و انگیزش است.
- بهترین تکالیف و فعالیتهای یادگیری ازلحاظ ایجاد انگیزش آنهایی هستند که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوارند. به عبارتی بهترین تکالیف یادگیری آنهایی هستند که یادگیری در انجام آنها نیاز به قدری تلاش داشته باشد.


 
 
پیشگیری از رفتارهای نامطلوب دانش آموزان در کلاس درس،پیامدهای منفی تنبیه، رفتار م
نویسنده : غلامرضا پرندوار - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩۳
 

فتار معلم چگونه باید باشد؟

فن معلمی هنری است ظریف و حساس  که با  کمترین  لغزش و خطا خسارت جبران ناپذیری بر شخصیت فراگیر وارد شده و قطعا هرگونه رفتار صحیح و سنجیده موجب آینده ای درخشان برای فرد می شود. با این مقدمه باید دریافت که یک معلم باید به گونه ای رفتار کند که اولا ارتباط عاطفی و معنوی محبت آمیزش با دانش آموزان حفظ شود و ثانیا مدیریت و کنترل کلاس را به نحو شایسته ای انجام دهد و از منظری دیگر معلم باید در مقابل رفتارهای نامطلوب فراگیران از جمله خستگی از درس و استقلال طلبی در برابر معلم و احیانا بی توجهی به مقررات کلاس تصمیم درست و شایسته ای را اتخاذ کند.حال برای نیل به این مقصود دانستن پاسخ مناسب به  سوالات زیر لازم به نظر می رسد:

آیا حدود اختیارات معلم در کلاس و شیوه های تشویق و تنبیه وی تعریف شده است ؟

آیا باید نظرات دانش آموزان درباره ( معلم خوب و مطلوب) مورد توجه قرار گیرد؟

 آیا به آرای علمای تعلیم و تربیت و کارشناسان آموزش و پرورش دولتی اکتفا شود؟

 آیا از تجربیات دبیران موفق و محبوب استغاده شود؟  

آیا محبوبیت معلم نزد دانش آموزان و احیانا والدین آنها کافی است؟

آیا معلم ماهر وفاقد محبوبیت از جانب فرگیران و بالعکس وجود دارد؟

آیا به دیدگاه مدیران مدارس که غالبا خواهان کلاسی ساکت و آرام با معلمی باوقار و درصد قبولی بالا هستند،باید توجه شود؟

آیا به دیدگاه اندک  دانش آموزانی که پیوسته در فکر گریز از درس و تکلیفند باید لحاظ شود؟

آیا نظریه دانش آموز محوری قابل قبول است و آیا حد و مرزی برای آن مطرح شده است؟

آیا معلم مجوز رسیدگی به امور شخصی و استماع درد دل فراگیران را دارد؟

آیا مشکلات شخصی وخانوادگی دانش آموز به معلم ارتباط دارد؟

آیا معلم می تواند در حل مشکلات  بسیارخصوصی و اخلاقی و حتی انحرافات فرگیران دخالت مثبت و منطقی داشته باشد؟

آیا معلم می تواند جهت ارتباط عاطفی  به منزل دانش آموزانش دعوت شود و آنها را دعوت نماید؟

آیا معلمی که کلاسش ساکت و در صد قبولیش بالا معلم موفقی است؟

آیا پر تحرکی و جنب و جوش فراوان دانش آموزان در کلاس بخوانید شلوغی و سر وصدا امتیازی برای یک معلم است یا ضغف؟

آیا حرفهای خودمانی وشاید بی پرده دانش آموزان نزد معلم ضعف است یا قوت؟

آیا نظر دانش آموزان (بعد از فارغ التحصیلی) در باره معلمش حائز اهمیت است؟

آیا جمع شدن دانش آموزان دور یک معلم خاص(در محیط مدرسه) نکته مثبتی برای اوست یا خیر؟

آیا ابراز احساسات و محبت شدید  برخی دانش آموزان نسبت به معلم مورد دلخواهشان

امتیازی برای معلم است یا خیر؟ 

آیا عکس العمل  محبت آمیز به رفتار نا مطلوب برخی  دانش آموزان  از طرف معلم شیوه درستی است؟

آیا یک معلم رفتار توهین آمیز  دانش آموز را باید با شدت وحدت پاسخ دهد؟

آیا اختصاص وقت و امکانات مادی ومعنوی و شخصی معلم به دانش آموزان  خارج از وظیفه کار مثبتی است؟

آیا یک معلم می تواند برای دانش آموزنش فداکاری کند؟(معلم ارومیه ای)

آیا معلم، فداکاری و ایثار را برای دانش آموزان  می تواند تاسرحد اهداء جان برساند؟(مرحوم واعظی)


 
 
تقویت انگیزه های درسی دانش آموزان و نحوه تشویق و تنبیه در مدارس
نویسنده : غلامرضا پرندوار - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩۳
 

آموزش، به فعالیتهای از پیش طرح ریزی شده ای گفته می شود که با هدف ایجاد یادگیری دردانش آموزان بین معلم و یک یا چند دانش آموز به صورت کنش متقابل یا رابطه دو جانبه انجام می شود. منظور از کنش متقابل، مبادله گفتار یا اعمال بین معلم و دانش آموزان است که به جریان آموزش و یادگیری جهت می دهد.
لذا، هدف از آموزش کمک به ایجاد یادگیری دردانش آموزان است. اما یادگیری، موضوع مشخص و واحدی نیست، بلکه تقریبا همه فعالیتهایی که ما درطول زندگی انجام می دهیم از تجارب یادگیری سرچشمه می گیرد.
تقویت انگیزه های درسی و نحوه تشویق و تنبیه: درراستای یادگیری مقوله هایی هستند که سعی شده با همت و تلاش همه همکلاسیها به آن پرداخته شود.
تقویت انگیزه های درسی
مهمترین عامل تعیین کننده علاقه مندی یا بی علاقگی دانش آموز نسبت به درسها و تکالیف مختلف یادگیری تجارب موفقیت آمیز یا شکست او در یادگیریهای درسهای مختلف است. یعنی اگر دانش آموز طی سالهای مدرسه همواره تجارب موفقیت آمیزی کسب کند به تدریج برعلاقه او نسبت به یادگیری دروس مختلف و کل محیط مدرسه افزوده می شود. و درنتیجه مفهوم مثبتی از خود دراو تشکیل می شود، اما اگر این تجارب غالباً با شکست توأم باشند، اندک اندک دریادگیرنده، بی علاقگی و بی میلی نسبت به دروس و مدرسه ایجاد می شود و سرانجام ممکن است به مفهومی منفی از خود و تواناییهای خود دراو بینجامد. بنابراین، بهترین راه جلوگیری از بی میلی و بی علاقگی در یادگیرنده و افزایش سطح علاقه و نگرش مثبت او نسبت به یادگیری و فعالیتهای مدرسه، فراهم کردن امکانات کسب توفیق در یادگیرنده است.
با توجه به توضیحات بالا مشکل کمبود انگیزه یادگیری دانش آموزان یا کمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری مطالب تازه، ناشی از شکستهای پی درپی آنان در درسهای مشابه درس جدید است. بنابراین بهترین راه رفع مشکل این است که کیفیت آموزش را بهبود بخشیم. این اقدامات سبب افزایش یادگیری و کسب موفقیت از سوی دانش آموز دردرسهای تازه خواهد شد. این کسب موفقیت باعث می شود که یادگیرنده، به تدریج به تصویری مثبت تر از تواناییهای خود نسبت به یادگیری دست یابد. اگر این جریان، درچندین واحد یادگیری ادامه یابد، از تصورات منفی دانش آموزان نسبت به تواناییهایش در رابطه با یادگیری مطالب کاسته می شود و به جای آن تصورات مثبت تری دراین مورد کسب خواهد کرد. که این خود علاقه و انگیزه یادگیری را در او افزایش می دهد، اما آنچه که گفته شد، بهترین روش ایجاد کردن علاقه در دانش آموزان نسبت به یادگیری موضوعهای درس است، علاوه بر این روش کلی شیوه ها و فنون دیگری وجود دارد که توجه به آنها سطح علاقه و انگیزش یادگیرندگان را بالا می برد، که در ذیل به آنها می پردازیم.
-        جهت ایجاد انگیزه بیشتر در دانش آموزان از معلم انتظار می رود:
قبل از آغاز درس دقیقاً به آنها بگوید که چه انتظاراتی ازآنان دارد، به عبارتی معلم باید قبل از آغاز درس کلیه هدفهای آموزشی، نوع رفتار و یا مهارتهائی را که از آنان می خواهد از پیش دراختیارشان قرار دهد تا دانش آموزان پیش زمینه ای مناسب داشته باشند.
-        استفاده از اظهاراتی چون «خوب»، «عالی» و «مرحبا» پس از عملکرد درست دانش آموز در افزایش علاقه او بسیار مؤثر است، اما باید توجه داشت که مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد.
علاوه بر اظهارات شفاهی، سایر تشویقها از جمله، تشویقهای کتبی در ورقه امتحانی ودفترچه تکالیف دانش آموزان بر یادگیری آنان اثر مثبت دارد.
-        از آنجا که نتایج آزمونها به صورت نمره هایی که به یادگیرندگان داده می شوند با پاداشهای اجتماعی چون تأیید معلم و والدین، ارتقاء به کلاس بالاتر، دریافت گواهینامه، امکان ورود به دانشگاه، کسب مشاغل و مواردی نظیر اینها وابسته اند، لذا نمره های معلمان دارای ارزش انگیزش زیادی هستند. بنابراین، معلم می تواند بااجرای امتحانهای مختلف و دادن نتایج حاصل به یادگیرندگان، سطح انگیزش و علاقه آنان را نسبت به یادگیری وکسب مهارتها و اطلاعات تازه افزایش دهد، اما همیشه ازاین تدابیر آموزشی باید به صورت مثبت استفاده کرد، نه به عنوان وسیله ای برای ترساندن و تنبیه کردن یادگیرندگان.
- ارائه مطالب درسی به صورت متوالی، از ساده به دشوار، موجب می شود که یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده، به اندازه کافی موفقیت به دست آورند. این کسب موفقیت اولیه، انگیزش یادگیری را برای یادگیریهای بیشتر افزایش می دهد و بر آمادگی او می افزاید.
- ایجاد رقابت فردی بین دانش آموزان به کسب موفقیت در معدودی از آنان و شکست اکثریت کلاس می انجامد، بنابراین باید از آن پرهیز کرد.
-        مشارکت دانش آموزان در فعالیت یادگیری یکی از عوامل مهم ایجاد علاقه و انگیزش است.
- بهترین تکالیف و فعالیتهای یادگیری ازلحاظ ایجاد انگیزش آنهایی هستند که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوارند. به عبارتی بهترین تکالیف یادگیری آنهایی هستند که یادگیری در انجام آنها نیاز به قدری تلاش داشته باشد.
نحوه تشویق و تنبیه
در ابتدا می پردازیم به تعریفی کلی از تشویق و تنبیه:
تشویق: عبارتست از ارائه یک محرک خوشایند به دنبال یک رفتار مطلوب، جهت افزایش دادن احتمال وقوع آن رفتار.
مثالی ساده در این رابطه: لبخند زدن معلم بعد از نوشتن کلمات صحیح توسط دانش آموز.
تنبیه: عبارتست از ارائه یک محرک ناخوشایند به دنبال یک رفتار نامطلوب،جهت کاهش دادن احتمال وقوع آن رفتار.
مثالی ساده در این رابطه: سیلی زدن معلم بعد از نوشتن کلمات اشتباه توسط دانش آموز.
تشویق
همانطور که مشخص شد رفتارهای مطلوب از رفتارهای نامطلوب تفکیک می شوند و سعی معلم باید بر این باشد که رفتار مطلوب دانش آموزان را در آنها تقویت و نگهداری کند.
مهمترین عامل نگهداشت رفتار یاد گرفته شده، تقویت بلافاصله بعد از رفتار مطلوب است. اگر معلم پس ازسپری شدن مدتی از انجام رفتار، آن را تقویت کند، از اثر بخشی تقویت کاسته می شود و نتیجه مطلوب به دست نمی آید. از آنجا که تقویت کردن بلافاصله همه رفتارهای دانش آموزان درکلاس درس و محیط مدرسه اغلب ناممکن است، معلم می تواند برای رفع مشکل ناشی از تأخیر در تقویت از توضیحات کلامی استفاده کند. برای مثال معلم تصمیم می گیرد که برای تقویت رفتارهای مثبت تحصیلی و اجتماعی دانش آموزان آنان را در روز جمعه به گردش علمی ببرد. در این مثال، بین انجام رفتار و دریافت تقویت به طور طبیعی وقفه می افتد. معلم می تواند برای رفع مشکل تأخیر در تقویت، در پایان کار روزانه دانش آموزان، به آنان یادآور شود که «خوشبختانه همه شما با جدیتی که در درسهایتان به کار می برید و اخلاق و رفتار خوبی که از خود نشان می دهید خواهید توانست در برنامه گردش علمی روز جمعه شرکت کنید.»
تنبیه
تنبیه خشن ترین و نامطلوبترین روش تغییر رفتار است. هر چند که مشاهدات روزانه و شواهد تجربی نشان داده اند که تنبیه در کاهش دادن رفتار نامطلوب به طور موقت مؤثر است، اما باید توجه داشت که تنبیه باعث از بین رفتن رفتار تنبیه شده نمی شود و تنها تأثیری که دارد این است که رفتار نامطلوب را موقتاً پنهان می کند. به این صورت که رفتار تنبیه شده، پس از تنبیه، همچنان در مجموعه رفتار فرد باقی می ماند و تا زمانی که عامل تنبیه کننده حاضر و ناظر است مخفی باقی می ماند، ولی به مجرد این که عامل تنبیه کننده تضعیف شود و از میان برود آن رفتار مجدداً ظاهر می شود. برای مثال کودکی که به علت زدن حرف زشت از پدر کتک می خورد، می آموزد که در حضور او حرف زشت نزند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در غیاب پدر، مثلاً در حضور مادر یا افراد دیگر، این کار را انجام ندهد. بنابراین بزرگترین اشکال تنبیه این است که این روش رفتار نامطلوب را در فرد از بین نمی برد، بلکه آن را موقتاً پنهان می کند. این رفتار پس از ضعیف شدن عامل تنبیه کننده مجدداً ظاهر می شود.
مشکلات دیگر استفاده از تنبیه به طور خلاصه عبارتند از:
- نفرت تنبیه شونده از تنبیه کننده حتی اگر تنبیه شونده بداند که تنبیه به خیر و صلاح اوست.
- مسری بودن تنبیه، یعنی دانش آموزانی که شاهد تنبیه شدن دانش آموزان دیگر بوده اند، بعدها خود رفتار تنبیه شده را تقلید کرده اند.
اما روشهای ملایم تری هم جهت کاهش رفتار نامطلوب استفاده می شود که در ذیل به آنها می پردازیم:
- یکی از روشهای کاهش رفتار نامطلوب بی توجهی نسبت به رفتار دانش آموز است. برای مثال معملی که متوجه می شود توجه بیش از حد او منجر به لوس شدن دانش آموز شده، توجه خود را از او منحرف کرده و بدین طریق رفتار نامطلوب را در او خاموش می کند.
-        روش دیگر محروم کردن از تقویت است، یعنی فردی که رفتار نامطلوبی انجام داده برای مدتی از دریافت تقویت محروم کنیم. مثلاً: معلم ورزشی که یکی از بازیکنان را به سبب انجام عمل خلاف مقررات بازی در زمین بازی اخراج می کند و مانع بازی او می شود، اما باید توجه داشت که محروم کردن در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که فرد را از محلی که دوست دارد در آنجا بماند به محلی که دوست ندارد به آنجا برود بفرستیم.
-        جریمه کردن روش دیگری برای کاهش رفتار نامطلوب است. روش جریمه کردن یعنی کم کردن مقداری از تقویت کننده هایی که فرد قبلاً به دست آورده، به علت رفتار نامطلوبی که انجام داده است. برای مثال: کم کردن از نمرات امتحانی دانش آموزان در نتیجه کارهای بدی که انجام داده اند، اما نکته حائز اهمیت این است که جریمه نباید خیلی سنگین باشد.
- و اما روش جبران کردن، یعنی وقتی که فرد مرتکب عمل خلافی شد از او می خواهد تا برای جبران عمل خلاف خود به اصلاح آن بپردازد. برای مثال: معلم دانش آموزی را که خرده کاغذ وخرده تراش مداد در کف کلاس ریخته است را وادار می کند تا علاوه بر جمع کردن آنها تمام کف کلاس را جارو بکشد.http://www.edujavanrood.blogsky.com

********************
راه کارهای ایجاد انگیزه در دانش آموزان و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی
1-طرح مطالب درسی به صورت پرسش های جالب : مطلب یا موضوعی را که می خواهیم کودک و نوجوان یادبگیرد ، به صورت پرسش یا پرسش هایی روشن و جالب که آنها را به فعالیت ذهنی و پویندگی ترغیب نماید ، مطرح کنیم . باید تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نیاز به وجود آید .
2-دانش آموزان در اثر شکست در درسی نسبت به آن نگرش منفی پیدا می کنند باید به آنها کمک کرد تا با کسب موفقیت در درس جدید ، به تصویری مثبت از توانایی خود دست یابند زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود . 
3-تجربه و تماس مستقیم با مطالب درسی : سعی نمایید تا دانش آموزان آنچه را که می خواهند یادبگیرند با آن تماس پیدا نموده و تجربه مستقیم و عملی داشته باشند .
4-اهداف آموزشی مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس برای آنها بازگو نمایید . اهداف باید روشن و متناسب با توانایی دانش آموزان باشد .
5-اجرای نقش : بهتر است در زمینه برخی از موضوعات ازجمله تاریخ ، ادبیات ، دینی و … دانش آموزان را تشویق نماییم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمایش در آورند . اجرای نمایش در تفهیم مسائل تربیتی و اخلاقی بسیار مفید و مؤثر می باشد .
6-در شرایط مقتضی و مناسب از تشویق های کلامی استفاده کنید . مثلا“‌ خوب ، آفرین ، مرحبا و …
7-باید شرایطی فراهم شود تا دانش آموز موفقیت خود را احساس کند زیرا هیچ چیز همانند خود موفقیت به موفقیت کمک نمی کند .
8-تکالیف ارائه شده نه باید بسیار مشکل باشد و نه ساده ، از ارائه تکالیف یکنواخت باید پرهیز کرد و به عبارتی تکالیف باید خاصیت برانگیختگی داشته باشند .
9-مشخص کردن نحوه انجام کار برای یادگیرنده : کاری را که دانش آموز قرار است انجام دهد باید دقیقا“ مشخص شود .
10-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشکلات درسی و شرکت دادن آنها در طرح نقشه های کار و فعالیت
11-استفاده از نمرات و آزمون ها برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان
12-علاقه مندی یاددهنده به موضوع : دربسیاری از مواقع مشاهده می کنیم که بی علاقه بودن یادگیرندگان به موضوعی خاص ناشی از علاقه مند نبودن والدین و مربیان آنهاست . معلمی که در زنگ انشاء ، ورقه های ریاضی را تصحیح می کند یا در ساعت ورزش به بافندگی مشغول می شود ، عملا“ به یادگیرندگان می گوید که برای این فعالیت ارزش قائل نیست .
13-مطالب آموزشی را باید از ساده به دشوار ارائه کرد . می توان با فعال سازی دانش آموز به هنگام تدریس در او ایجاد انگیزه نمود .
14-به وضع جسمانی دانش آموزان و وضع ظاهری کلاس باید توجه نمود . کلاس درس را باید از نظر ظاهری و روانی تبدیل به محیطی امن و آرام نمود .
15-از مقایسه نمودن دانش آموزان با یکدیگر خودداری نمایید .
16-قدردانی از کار دانش آموز او را به کوشش و تلاش بیشتر و دلبستگی به درس وادار خواهد نمود .
17-برقراری ارتباط بین مطالب درسی با واقعیات زندگی در ایجاد انگیزه مؤثر می باشد .
18-بلافاصله دانش آموز را از میزان پیشرفت در کارش مطلع نمایید . آگاهی از نتیجه کار در هر مرحله از آموزش ، دانش آموز را از عملکرد خود آگاه نموده و باعث می شود تا به تقویت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف و منفی خود بپردازد .
19-استفاده از علائق یادگیرنده : مربیان و والدین می‌توانند با شناسایی علائق دانش آموز از آن استفاده مطلوب نمایند .
20-مقابله با بازدارنده های عاطفی و هیجانی که موجب دلسردی و کاهش علاقه دانش آموز به درس و تحصیل می شود . مثلا“ معلمی ممکن است از دانش آموز توقع زیاد داشته باشد و یا پس از ورود به کلاس به هیچ دانش آموزی اجازه ورود ندهد و یا تکالیف سنگین تعیین کند ، زیاد درس بدهد ، سخت نمره دهد و گاهی تبعیض روا دارد .
21-انگیزش از راه سرمشق گیری : معلم در این شیوه از شخصیتی خاص تمجید و تجلیل نموده و او را یک نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام معرفی می کند و دانش آموزان نیز از طریق همانند سازی با آن به درس و مدرسه علاقه مند می شوند .
22-تحریک حس کنجکاوی دانش آموزان
23-آموزش برنامه ریزی به دانش اموزان از طریق رفتار و گفتار و کردار خود در کلاس درس و ارائه نظرات مشورتی به آنها درتهیه برنامه       
24-در آمیختن درس با تفریح و بازی دانش اموزان را به یادگیری بیشتر علاقه مند می سازد .


 
 
بررسی نحوه برخورد با دانش آموزان در مدارس
نویسنده : غلامرضا پرندوار - ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩۳
 

راهبردهای تشویق و تنبیه:

چهار راهبرد اصلی برای تغییر رفتار از طریق تشویق و تنبیه وجود دارد که به شرح زیر پیش بینی شده است.

1- تقویت مثبت:

به معنی تشویق یک فرد به خاطر انجام رفتار قابل قبول و پسندیده است. در حقیقت تقویت مثبت یعنی ارائه یک پاداش جالب توجه به یک فرد به دنبال انجام یک رفتار مطلوب تعریف می شود .

اگر دانش آموزی به یک فرد نابینا در گذشتن از یک خیابان کمک کرده باشد و ما بلافاصله در سر صف از او ستایش به عمل آورده و یا جایزه ای از این بابت به او بدهیم رفتار او را به طور مثبت تقویت می کنیم و بدین وسیله احتمال تکرار این عمل را در او تقویت خواهیم کرد.

 

 

2- تقویت منفی (یادگیری اجتنابی)

یادگیری اجتنابی یا تقویت منفی یعنی اجتناب از اعمال تنبیه نسبت به کسی که از انجام کار نامطلوبی دست برمی دارد.

 

به عنوان مثال: دانش آموزی معمولاً تکالیف خود را خوب انجام نمی داده است و هر روز مورد توبیخ قرار می گرفته و از نمره اش کم می شده است .

 

امروز دانش آموز تکلیفش را انجام داده است در مقابل انجام وظیفه معلم برخلاف روزهای دیگر او را سرزنش نمی کند و نمره اش را کاهش نمی دهد این اجتناب از اعمال تنبیه، تقویت منفی نام دارد.

 

 

3) خاموشی:

اگر رفتاری را که با تقویت مثبت افزایش یافته برای مدتی تقویت نکنیم به تدریج از نیرومندی آن کاسته می شود و سرانجام به کلی متوقف می گردد به این فرایند خاموشی رفتار گویند یا به تعبیری دیگر از خاموشی به عنوان کاهش یا از بین بردن رفتار نامطلوب به علت استفاده نکردن از تقویت مثبت تعریف شده است.

 

 

گاهی اوقات یک دانش آموز برای آن که مورد توجه قرار گیرد دست به اذیت ها، شیطنت ها و شیرین کاری هایی می زند که سبب اختلال در نظم کلاس و یا الگوبرداری غلط توسط دانش آموزان دیگر می شود.

بعضی از معلمین یا مدیران از کار چنین دانش آموزی به شدت عصبانی می شوند و از روش تنبیه استفاده می کنند. در حالی که هدف دانش آموز همین کسب توجه از طریق کارهای نامطلوب بوده است. اما در مقابل عده ای از مدیران و معلمین مدبرانه برخورد می کنند و اصولاً به موضوع اعتنایی نمی کنند در نتیجه مشاهده می شود که دانش آموز دست از این کار خود برمی دارد. در حقیقت این مدیران با استفاده از راهبرد خاموشی، رفتار فرد را در یک مورد ناخواسته تضعیف کرده اند.

 

2- تنبیه :

هرگاه دانش آموزی رفتارهای نامطلوب از خود بروز دهد که سبب آسیب رساندن، ضرر رساندن و بی نظمی مدرسه شود ممکن است با رعایت همه جوانب امر او را مورد تنبیه قرار داد پس جزای ناموفق یا ناخوشایندی که در نتیجه رفتار نامطلوب فرد به کار گرفته می شود ، تنبیه نامیده می شود.

 

 

ظرافت های کاربرد تشویق و تنبیه در مدارس

مدیر یا معلم آگاه و مومن به فلسفه و مبانی تعلیم و تربیت، با تخصصی که دارد می داند چگونه و به چه شکل هایی آدم های تحت تربیت خود را تربیت کند تا آن ها را به درجه ای از رفتار که هدف نظام آموزشی است و خود او به آن ایمان دارد برساند.

 

تشویق و تنبیه موقعی موثر است که در ارتباط با مسائل تربیتی بوده و آگاهانه انجام گیرد. در هر تشویق و تنبیه باید علت و نتیجه تربیتی آن برای مربی و شرایط و نیازهای دانش آموز مورد توجه قرار گیرد.

از تشویق و تنبیه می توان به عنوان بهترین محرک در راه پیشبرد اهداف تربیتی استفاده کرد.

 

تشویق شکل ها و کاربردهای فراوانی در مدرسه دارد. یک لبخند، یک تبریک، یک تشکر و یک هدیه کوچک و خیلی چیزهای دیگر می تواند محرک مناسبی برای بسیاری از دانش آموزان باشد.

 

در هر تنبیهی معلم یا مدیر باید بداند که برای چه تنبیه می کند و چه نتایج و اثراتی روی دانش آموزان دارد. دانش آموز نیز باید بداند به خاطر چه رفتاری تنبیه می شود . البته باید دانست که تنبیه فقط جلوی انجام عمل ناخواسته را به طور موقت می گیرد. برای آن که رفتار دانش آموز تغییر کند ، باید همراه با تنبیه، رفتار درست را نیز به او نشان داد.

 

 

پیامدهای زیانبار تنبیه:

تنبیه یک ابزار تربیتی ناخوشایند است که در مواقعی به ناچار مورد استفاده قرار می گیرد.

در مورد مضرات تنبیه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

بچه ها دروغگو می شوند.

افسردگی و بیماری های عصبی به وجود می آورد.

سبب ترس می شود.

افراد ریاکار و حیله گر می شوند.

افراد کند ذهن می شوند و خلاقیت خود را از دست می دهند.

اعتماد به نفس بچه ها کم می شود.

احترام و اعتماد بچه ها نسبت به بزرگترها کم می شود.

 

باید دانست که تنبیه حربه اولیه ای است که ممکن است در جایی مناسب و در جایی نامناسب و زیان آور باشد.

به هرحال از تنبیه نباید به عنوان اولین وسیله استفاده کرد ولی اگر مجبور به استفاده از آن شویم باید به صورت موقت از آن استفاده کنیم تا به روش بهتر و مناسب تر دسترسی پیدا کنیم و تشویق علاوه بر آن که سبب افزایش میل به کار، رضایت خاطر و تقویت روحیه افراد می شود، وسیله ای برای شکل گیری و بهسازی شخصیت آن ها نیز به حساب می آید.

تشویق می تواند بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی افراد را برطرف کند.

 

علاوه براین ها تشویق وسیله مناسبی برای به وجود آوردن نگرش مثبت، دوست داشتن متقابل، قدردانی و ارزش دادن به انسآن هاست، پاداش و تشویق مطمئن ترین و اساسی ترین ابزار انگیزش همه انسان ها منجمله دانش آموزان و معلمان می باشد که کاربرد آن باید در صدر همه فعالیت های مدیران قرار گیرد.


 
 
شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد
نویسنده : غلامرضا پرندوار - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩۳
 

در دهه فاطمیه، ایام شهادت دخت مکرم نبی اسلام، قرار داریم. فاطمه (س) را باید به تنهایی و مطلق و مجزا از وابستگی‌های ارزشمندش، تنها به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد و بی‌هیچ اغراق افسانه‌ای، ارزش‌های آسمانی‌اش را در عین آنکه بر زمین خدا و در میان خلق خدا راه می‌رفت و زندگی می‌کرد، به بررسی نشست.

دختر رسول گرامی اسلام بودن و یا افتخار همسری ابرمردی چون علی را داشتن و یا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدام‌شان فضیلتی گرانسنگ و بی‌همتاست.

سلام و درود خدا بر یگانه بانوئی که در عرش الهی محبوب ملائکه مقرب و هم کلام با برترین آنان و حامل علم خدا یعنی جبرئیل امین بود. درود بیکران خداوند بر فاطمه(س) که بهجت قلب و نور چشم رسول (ص) و عزیزترین انسان‌ها در پیشگاه او بود؛ وجودی که نور پیامبر(ص) سراسر او را احاطه نموده بود و از جهت شبیه‌ترین مردم در رفتار و کردار به رسول خدا بود.